فسيلها

دراينجا ضمن معرفي اهم اين فسيلها در ناحيه خراسان (حوضه رسوبي كپه داغ) با انواع فسيلهاي مهم آشنا مي شويم:
براكيوپودا از نظر چينه شناسي و تعيين سن طبقات بسيار مهم بوده و فسيل آنها در طبقات دوران اول و دوم خيلي فراوان است . براكيوپودا انفرادي بوده و توليد مثل آنها جنسي است غشاء آنها دوكفه اي و ابعاد آنها در حدود چند سانتيمتر است.

براكيوپودا حيوانات دريايي هستند و قسمتهاي نرم بدن آنها بوسيله 2 كفه محافظت مي شود و از دو كفه ايها بعلت نامساوي بودن دو كفه و متساوي الاضلاع بودن هر كفه تميز داده مي شود. براكيوپودا در كف آبهاي كم عمق زندگي مي كنند و باستثناء حالت لاروي در يك نقطه ثابت هستند و اين اتصال به جسم خارجي بوسيله ساقه يا زوائد و خارهايي كه در سطح كفه وجود دارد صورت مي گيرد.
براكيوپودا ها بر حسب وجود يا عدم وجود دندانه اتصال به دو دسته Inarticulata, Articulata تقسيم شدهاند . اما اين تقسيم بندي طبيعي نيست مگر اينكه تقسيم بندي براساس حالات تكامل غشاء صورت گيرد. بطور كلي مهمترين مشخصاتي كه در تقسيم بندي براكيوپود ها بكار برده مي شود عبارتست از :
-
حالات تكامل غشاء
-
ارتباط و رشد كفه ها
-
حالت و شكل دهانه ساقه
-
حالت و شكل بازوان واسكلت آن
-
تعدادي از مشخصات داخلي بدن از جمله ماهيچه
-
ساختمان ميكروسكوپي غشاء
-
شكل ، اندازه و تزئينات غشاء
بازوپايان امروزي در تمام درياها زندگي مي كنند و بيشتر در قسمتهاي سخت نواحي ساحلي تا عمق 200 متر ديده مي شوند. انواعي كه خيلي نزديك بساحل باشند كمياب اند.
بعضي از گونه ها حتي تا عمق 600 متري نيز ديده مي شوند. بعضي از آنها در عمق زياد (آبهاي سرد ) و برخي در عمق كم (آبهاي گرم ) زندگي مي كنند. انتشار جغرافيايي آنهائيكه در عمق زياد زندگي مي كنند بيشتر است .
بازوپايان بصورت فسيل خيلي زياد ديده مي شوند و اغلب صدفشان بخوبي محفوظ مانده اند . انتشار زمين شناسي آنها خيلي زياد است و بسياري از آنها جزو فسيلهاي مشخص مي باشند تشخيص جنس و گونه هميشه آسان نمي باشد زيرا ساختمان داخلي آنها اغلب قابل رويت نيست و چه بسا دو بازوپا كه از حيث شكل باهم شبيهند داراي 2 دستگاه بازويي كاملا" مختلف مي باشند. تكامل آنها بتدريج انجام گرفته و از فسيلهاي رخساره اي بشمار مي روند . بعضي كه داراي صدف ضخيم و تزئينات بوده ساحلي هستند و برخي ديگر كه داراي صدف نازك و صاف مي باشند در نواحي عميق زندگي مي كرده اند. بعضي از خانواده بازوپايان از دوره كامبرين تا به امروز وجود دارند. دركوههاي نواحي خيج وفريزي مقادير زيادي از آنها موجود است.
پلسي پودها
پلسي پودها دسته اي از نرمتنان هستند كه از سايرين با داشتن غشاء 2 كفه اي جدا مي شوند . دوكفه بوسيله دندانه ها وليگامنت بهم متصل مي شود. از اين دو كفه يكي در طر ف راست و ديگري در طرف چپ حيوان قرار مي گيرد. در اين رده طرز قرار گرفتن برانشها ، تقارن نسبت به يك صفحه ، وضع دستگاه گوارش ، سيستم عصبي و دستگاه گردش خون در مراحل اوليه است اما نداشتن سرو وضع ساختماني برانشها اين رده را از ساير نرمتنان مشخص و متمايز مي كند. اين دسته ،Lamellibranchiaنيز ناميده مي شود و اين نام بعلت برانشهاي صفحه مانند آنهاست .

غالب براكيوپودها بي مهرگان آبزي بوده و تعداد زيادي از آنها در نقاط كم عمق دريا زندگي ميكنند . برعكس دو كفه ايهاي خشكي دستگاه ريه مانندي را نشان ميدهند.
مطالعه اعضاي نرم دو كفه ايها از نظر رده بندي و همچنين اثر آنها روي ساختمانهاي صدف قابل اهميت مي باشد.بدن اكثر دو كفه ايها از جلو و عقب دراز شده ولي از طرفين فشرده مي باشد. بدن توسط پرده بدني (Mantele) پوشيده شده است . پرده بدني داراي سلولهائي است كه عمل ترشح كربنات كلسيم تشكيل دهنده صدف را بعهده دارند.
عضلات ديگري گه در داخل بدن ديده مي شود عبارت از يك جفت عضلات منقبضه جلويي و عقبي مي باشد . عمل عضلات براي بستن كفه هاست . هنگاميكه عضلات در حال انقباض اند كفه ها به يكديگر نزديك مي شوند و در حالت انبساط دو كفه ، ليگمان در امتداد پشت از همديگر دور مي گردند.
كفه ها در طرفين حيوان قرار گرفته اند قسمتي از بالاي غشاء نزديك دندانها قسمت پشتي و مقابل آن جائيكه كفه ها باز مي شود قسمت شكمي است . نزديك دهان قسمت جلوئي و محل سيفون قسمت عقبي حيوان است .
اولين قسمت ايجاد شده دو كفه Beak يا منقار است كه غالبا" بشكل مخروطي پيچيده است . محدب ترين قسمت آن را umboمي نامند . گاهي اوقات بين منقار و خط دندانها سطحي وجود دارد كه نيمي از آن دركفه راست و نيمي ديگر دركفه چپ است و اين سطح را Cardinal area مي نامند.
ليگامنت خارجي در فرورفتگي هاي كاردينال اريا قرار مي گيرد و اين فرو رفتگيها را grooves Ligamental مينامند. در برخي از پلسي پودا در دو طرف منقار صفحات مثلث شكل كوچكي بنام گوش ديده مي شود.
طول هر كفه از قسمت جلو تا عقب حيوان بوده و ارتفاع آن ازامبو تا لبه پايين كفه و ضخامت در امتداد عمود بر خط ارتفاع و طول از يك كفه تا كفه ديگر است . هر كفه غالبا" مختلف الاضلاع است بااين معني كه نسبت به خط ارتفاع تقارن ندارد و دوكفه غالبا" مساوي يا تقريبا" مساوي است و در برخي از پلسي پودها 2 كفه هيچگونه شباهتي باهم ندارد.
در 35 كيلومتري سه راهي مشهد صالح آباد سرخس،در15 كيلومتري شرق روستاي بغبغو ودر 5 كيلومتري روستاي پل گزي محلي است كه رسوبات ژوراسيك مياني به همراه مقادير زياد فسيل آمونيت دوكفه اي و براكيوپود يافت مي گردد.
گاستروپودها
اين گروه يكي از رده هاي اصلي شاخه نرمتنان بوده و از نظر تعداد چه بحالت فسيل و چه در حال حاضر از جمع تمام افراد نرمتنان ديگر زياد تر مي باشد . اكثريت آنها داراي صدف آهكي بوده ولي برخي ديگر بدون اندامهاي سخت مي باشند. صدف ممكنست بصورت مخروط مستقيم يا پيچيده ديده شود. بيشتر آنها دريايي بوده و اندازه متوسط آنها 25 ميليمتر بوده و بطور كلي از نيم ميليمتر تا 60 سانتيمتر در حالت بلوغ ديده شدهاند.
افراد اين گروه جانوراني هستند دراز و پهن كه در پشت خود صدف پيچيده مخروطي شكلي را حمل مي كنند. جهت حركت جانور مشخص كننده موقعيت تانتاكول ها ، دهان و چشمها مي باشد. پا كه اندام حركت موجود است هيچگونه ارتباطي با معده حيوان ندارد. بنابراين اسم گاستروپود گمراه كننده مي باشد. عده اي از گاستروپودها قادرند اندامهاي نرم خود را داخل صدف جمع كرده و دهانه را بوسيله يك سرپوش آهكي يا شاخي بنام اپركولوم مسدود نمايند.
غذاي شكم پايان از گياهان است برخي هم ازقسمتهاي نرم بي مهرگان ديگر استفاده مي كنند .
رده سفالوپودا يا سر پايان (Cephalopoda)
اين رده تكامل يافته ترين رده شاخه نرمتنان و تنها رده شامل شناگرهاي فعال با اعضاي حسي و چشم هاي مخصوص هستند كه منحصرا" در محيط هاي دريايي زندگي مي گرده اند سرپايان داراي مهمترين فسيلهاي مشخص از دونين تا پايان كرتاسه هستند.
اين رده بطريق خاصي شناگرند و از نظر قسمتهاي نرم بدن كاملترين نرمتنان ميباشند.بدن آنها نسبت به يك صفحه متقارن بوده داراي سر مشخصي است كه بوسيله بازوان احاطه شده سر داراي چشمان بزرگي است كه در برخي جهات از نظر ساختماني خيلي شبيه بچشم مهره داران است . عضو شنوايي كه خوب تكامل يافته در سر وجود دارد. دهان داراي رادولا ويك نيش شاخي منقار مانند است . آب از Mantle cavity بداخل قيف مانندي بنام Hyponome رانده شده و با سرعت از آن خارج ميشود . حيوان مي تواند در جهت عكس حركت آب شنا كند. غالب سفالوپودهاي عصر حاضر داراي كيسه مايعي شبيه بمركب مي باشند كه در مواقع لزوم مي توانند مايع آنرا خارج نمايند و در نتيجه اطراف خود را تيره نموده و به اين ترتيب از دشمن خود فرار كنند.يك يا 2 زوج برانش در Mantle Cavity وجود دارد و اين رده براساس يك يا 2 زوج بودن برانش بدو Subclass تقسيم مي شود. از چهار برانشي ها امروزه فقط يك جنس بنام Nautilus زندگي مي كند.در اين جنس غشاء خارجي و از مخروطي كه در يك سطح پيچيده،ساخته شده است . سفالوپودها دسته اي از نرمتنان هستند كه خيلي قابل اهيمت ميباشند. اولين فسيل آنها در كامبرين بالا ديده شده و در دوران اول و دوم خيلي فراوانند. در دوران دوم آمونيت ها با غشاهاي جالب و تزئينات زياد حداكثر فراواني خود را دارند.

چون قسمت عمده جنسهاي سفالوپودها از بين رفته اند و تعداد برانشهاي آنها شناخته نشده بنابراين تقسيم بندي فسيل شناسان بر خلاف جانور شناسان بر مبناي مشخصات غشاء صورت مي گيرد.
مهمترين سفالوپودها آمونيت ها هستند كه در رسوبات ژوراسيك مياني و بالايي حوضه رسوبي كپه داغ به فراواني يافت مي گردند.گسترش آمونيتهاي ژوراسيك مياني بيشتر در بخشهاي شرقي و جنوب شرقي حوضه كپه داغ است و در غرب حوضه كپه داغ بسيارمحدود مي شود. نواحي اطراف روستاي سفيد سنگ در حوالي فريمان در جنوب كوه شاهان وهمچنين در كوههاي مزدوران در غرب مشهدو دراطراف جاده خط لوله گازدرنزديكي ميامي حوالي دهكده قربان دامنه كوههاي بزنگان از نواحي واجد فسيل آمونيت است.
همچنين در حوالي دهكده سرچشمه در كپه داغ و شمال بجنورد آمونيت هاي به سن كرتاسه وجود دارند.
همچنين، در 25 كيلومتري مشهد نرسيده به پاسگاه ژاندامري در كوه را دار، مقادير زيادي فسيل آمونيت يافت مي گردد.
اكينودرمها
خارپوستان بي مهرگاني منحصرا" دريايي هستند كه در اعماق مختلف زندگي مي كنند.برخي از آنها روي بستر هاي گلي و برخي ديگر روي بسترهاي شني و يا سنگي زندگي كرده و حفراتي در رسوبات ايجاد مي نمايند.اكينودرمها به رده هاي متعددي تقسيم مي شوند كه عده اي از آنها با تاريخ تكامل نسبتا" كوتاهتر از آغاز پالئوزوئيك وجود داشته و اعقاب زيادي تا عصر حاضر از خود بجاي گذاشته اند.اكينودرمهاي كنوني در 5 رده جا دارند كه عبارتند از آستروئيدها_افيوريدها_اكينوئيد ها_هولوتوروئيد و كرينوئيدها.
اكينودرمها داراي يك اسكلت غشايي هستند كه از جنس كربنات كلسيم ساخته شده و با وجود تقارن شعاعي 5 تايي مشخص مي شود. يكي ديگر از ويژگيهاي آنها وجود يك سيستم جريان آب داخلي است كه گردش آب را در بدن حيوان و عبور آنرا از ميان مجاري شعاعي امكان پذير مي سازد.
داراي يك منفذدهاني و يك منفذ مخرجي هستند كه در كرينوئيدها يا لاله وشان در يك نقطه در يك طرف بدن حيوان قرار مي گيرند و گاهي در 2 نقطه مقابل بدن حيوان قرار مي گيرند مانند اكينوئيدها و آستروئيدها_در ضمن تقارن شعاعي در همه اكينودرمها عموميت ندارد.
تقسيم بندي : خارپوستان را مي توان به 2 دسته بزرگ تقسيم كرد . يكي آنها ييكه به جسم خارجي متصلند Pelmatoza نام دارند و ديگر آنها ييكه آزاد هستند Eleutherozoa ناميده ميشوند . ساير مشخصات مورد استفاده در تقسيم بندي شكل عمومي ارگانيسم بدن ، شكل گردش آب و ساختمان اسكلت بدن است .
در دوران سوم زمين شناسي در نواحي سرخس واقع در جنوب شرقي كپه داغ فسيلهاي خارداران گاستروپودها و استره آهاي بزرگ قرار گرفته است .
رده اكينوئيدها
اين رده شامل اكينودرمهاي اوليه است كه داراي كاليكس نزديك بكروي يا كيسه مانند بوده و داراي ضمائم بازو مانند آزاد هستند . اين رده در كامبرين وسطي ظاهر شده و تا سيلورين پايين ديده شده است .
رده لاله وشان يا كرينوئيدها
از اردويسين تا عصر حاضر گسترش دارند و در سيلورين و پرمين به حداكثر توسعه خود مي رسند . در مزوزوئيك كماكان فراوانند و در دوران سوم كميابند و در حال حاضر در مقابل 200 جنس فسيل 12 جنس به زندگي ادامه مي دهند. پيكر آنها عبارتست از كپسولي از پلاكهاي آهكي كه معمولا" در 2 سيكل 5 تايي رديف شده اند. اسكلت لاله وشان از 3 قسمت تشكيل شده ساقه_جام و بازوان_ساقه طويل است و گاهي به 2 متر مي رسد.حيوان بوسيله انتهاي ساقه ثابت مي شود. در عده اي از آنها ساقه وجود ندارد. بخش اعظم قسمتهاي نرم در جام واقع شده.كاليكس از پشت به ساقه متصل است و از قسمتهاي شكمي آن بازوان خارج مي شوند . بازوان كم و بيش طويل و منشعب و داراي شاخه هاي جانبي مي باشند.
در نزديكي دهكده آبدراز در جنوب شرق كپه داغ فسيلهايي از خارداران ، اينوسراموس و فرامينفر به فراواني يافت مي شود.
با راه اندازی این وبلاگ امیدوارم کمک ناچیزی به همه علاقه مندان به زمین شناسی کرده باشم. لطفا با نظرات خود مرا در هرچه بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید. باتشکر از حضور شما.